تبلیغات
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران - مطالب خودكشی
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران به شماره ثبت 174 واقع در زاهدان با اهداف کاهش آسیب و مواد مخدر ایدز که از جمله کارهای موفق این موسسه افتتاح اولین مرکز DIC (مرگز کذری معتادین ) جنوب شرق کشور تحت حمایت معاونت امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی س و ب ادرس مرکز زاهدان خیابان هیرمند شمالی بین هیرمند47 و 49 که این مرکز توانسته با تحت پوشش قراردادن بیش از 400 معتاد گذری در یه سال گذشته در یکی از محله ای محروم شهر زاهدان امار خوب و قابل توجهی از خود به جای گذارد . ضمنا تمام سوالات شما رادر مورد ایدز-اعتیاد-آسیب های اجتماعی- مهارت های زندگی - ترک اعتیاد - و بیماری ها جوابگو می باشد . تلفن های تماس : 05414508964 و همچنین در زمینه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره ایی و حمایتی ویژه معتادین در شهر زاهدان به صورت رایگان همکاری مینماید

مدیر وبلاگ : عظیم جان آبادی


از آیفون تصویری چهره آشفته اش را دیدم. التماس می کرد که کمکش کنم. عماد، پسری مجرد که تازه 6 ماه در واحد طبقه پایینی ساکن شده بود از من و همسایه ها کمک می خواست

قرص برنج، خودکشی
وقتی به در ورودی ساختمان رسیدم، عماد کف خیابان بیهوش شده بود. سریع به همسرم گفتم با 115 تماس بگیرد. سرش را روی زانویم گذاشتم. برای اینکه بدانم می توانم به عماد کمک کنم یا نه مجبور شدم به او سیلی بزنم چون باید حداقل می دانستم که چه اتفاقی افتاده است. عماد بین بیهوشی و هوشیاری بود و وقتی فریاد "چی شده" من را شنید با آن حال زار گفت: "قرص خوردم، قرص." گفتم: "چه قرصی خوردی؟" عماد وقتی پاسخ داد: "برنج. قرص برنج خوردم" بدنم یخ کرد. قرص برنج یعنی تمام. یعنی آخر زندگی. شنیده بودم کسی که قرص برنج بخورد به راحتی هر چه تمام تر تمام می کند، اما به همین راحتی ها نبود. عماد هر لحظه حالش بدتر و بدتر می شد. نمی توانید تصور کنید عماد چقدر زجر می کشید. تا زمانی که آمبولانس بیاید، عماد 100 بار مرد و زنده شد. واقعا نمی دانستم باید با کسی که قرص برنج خورده و قصد خودکشی داشته باید چه کار کنم. همسرم گفت که اپراتور اورژانس گفته اگر بیمارتان قرص خورده به او آب ندهید تا آمبولانس برسد. عماد هر لحظه حالش بدتر می شد. هر سوالی از عماد می کردم پاسخ می داد. می گفت: "حالت تهوع دارم، دارم خفه می شوم. سرم دارد می ترکد و..." اما او به یک سوال من هیچ وقت پاسخ نداد: "چرا؟" البته بعدا با حضور پلیس به واحد عماد رفتیم ونامه خداحافظی اش را خواندیم. او برای خداحافظی چیزهای مبهمی نوشته بود که مضمونش این بود : "من رفتم تا خیال کسانی که می خواهند بروم راحت شود."

وقتی آقای پرستار آمبولانس فهمید عماد قرص برنج خورده با ناراحتی به ما گفت:"خودتان بیاریدش توی آمبولانس!" هیچ کس از همسایه ها  - که تعدادشان هم انگشت شمار بود - حاضر نبودند او را حمل کنند. مجبور شدم با کمک راننده آمبولانس عماد را کشان کشان تا سر کوچه بن بستی که آمبولانس پارک کرده بود ببرم. پرستار آمبولانس با عصبانیت از عماد پرسید چند تا قرص برنج خوردی؟ عماد هم گفت: "دو تا" پرستار هم با ناراحتی به ما گفت: "چرا ما رو خبر کردین. این کارش تمومه!!"

بالاخره آمبولانس آمد. وقتی آقای پرستار آمبولانس فهمید عماد قرص برنج خورده با ناراحتی به ما گفت:"خودتان بیاریدش توی آمبولانس!" هیچ کس از همسایه ها  - که تعدادشان هم انگشت شمار بود - حاضر نبودند او را حمل کنند. مجبور شدم با کمک راننده آمبولانس عماد را کشان کشان تا سر کوچه بن بستی که آمبولانس پارک کرده بود ببرم. پرستار آمبولانس با عصبانیت از عماد پرسید چند تا قرص برنج خوردی؟ عماد هم گفت: "دو تا" پرستار هم با ناراحتی به ما گفت: "چرا ما رو خبر کردین. این کارش تمومه!!" ما داشتیم از تعجب شاخ در می آوردیم. نمی دانستیم آقای پرستار از دست ما ناراحت بود یا از دست عماد. با عماد مانند یک شی رفتار می کرد تا آن شب غریب برای من مزخرف تر شود. در حالی که عماد داشت داخل آمبولانس جان می داد و به خودش می پیچید ناخودآگاه از پرستار گفتم:" یعنی واقعا نمی توان هیچ کاری برای او کرد؟" با اینکه پاسخ را می دانستم اما پرسیدم. پرستار گفت: " چون دو تا خورده می میره و شانس زنده موندنش صفره. اصلا اگر نمیره بدشانسی آورده چون حتما فلج می شه! آنهایی که زنده می مونن بدترین زندگی ممکن رو دارند!" عماد تازه به حرف آمد: "تو رو خدا خلاصم کن. دارم خفه می شوم. بیهوشم کن. دارم خفه می شوم..."  پرستار هم یک آرام بخش به او زد اما عماد هنوز داشت زجر می کشید. پرستار رو به ما گفت که چه کسی با آنها می رود. هیچ کس نرفت. ما هیچ کدام از اعضای خانواده او را نمی شناختیم و فقط از صاحبخانه او شماره ای داشتیم. آمبولانس به بیمارستان لقمان رفت و هیچ وقت نفهمیدم عماد چرا این کار را کرد. آن شب فقط به این "چرا؟" فکر می کردم. فردای آن روز به بیمارستان لقمان زنگ زدم و سرنوشت عماد را جویا شدم. خانم اپراتور هم در رایانه خود سرچ کرد و به راحتی هر چه تمام تر گفت: "فوت کرده." عماد هم به جمع آن میانگین 600 نفری پیوست که هر سال با قرص برنج خودکشی می کنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : خودكشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1392/08/9

خودکشی

(واستعینوا بالصبر و الصلوة ...) سوره مباركه بقره/ آیات شریف 445 و 153

 

قدمت "خودكشی" به اندازه قدمت خود انسان است. در سراسر تاریخ مكتوب بشر، به اقدام انسان برای از میان بردن خود اشاره شده است كه از آن جمله می توان به داستان خودكشی "آژاكس" در ایلیاد هومر اشاره كرد. (1) 

تقریباً هیچ جامعه ای را نمی توان یافت كه اقدام به خودكشی در آن به وقوع نپیوندد. توجه كنید كه "اقدام به خودكشی" با "خودكشی موفق" تا حدودی متفاوت است، به عنوان مثال ثابت شده است كه خودكشی های جدی و مصمم كه معمولاً از روش های جدی و خشونت آمیز(مثل پرت كردن خود از ساختمان های مرتفع، حلق آویز كردن، بریدن رگ یا استفاده از گلوله و ...) صورت می گیرد، عمدتاً در مردها و در سنین بالا و با موفقیت به وقوع می پییوندد.

در عوض "اقدام به خودكشی" به شیوه تهدید آمیز یا نمایشی و با استفاده از روش های كم خطرتر مثل مصرف دارو، بیشتر در خانم ها و در سنین جوانی شایع است و كمتر به موفقیت می انجامد. هر چند كه در موارد تهدید و اقدام نمایشی به خودكشی نیز باید مسئله را كاملاً جدی گرفت، چرا كه 70 تا 80 درصد كسانی كه خودكشی موفق می كنند، قبلاً نیت خود را با كسی در میان گذاشته اند كه البته مورد توجه قرار نگرفته است. (2)  

در هر صورت آن چه كه برای ما مهم است، دلایل اقدام به خودكشی یا خودكشی موفق است كه عمدتاً به سه گروه تقسیم می شوند: 

1- زمینه هایی روانی 

2- زمینه های اجتماعی

3- بحران های شخصی و اتفاقاتی كه ایجاد فشار روانی می كنند. (3)

درباره زمینه روانی، یك بررسی آماری در آمریكا پیرامون خودكشی نشان داده است كه: 72 درصد خودكشی های موفق به علت بیماری افسردگی، 13 درصد به علت اعتیاد به مصرف الکل، 8 درصد به علت سایر بیماری های روانی و 7 درصد بدون هیچ زمینه قبلی یا بیماری روانی خاص به وقوع پیوسته اند. بررسی های مشابه وجود اختلالات شخصیت توأم با اعتیاد به الكل یا مواد مخدر را در اقدام كنندگان به خودكشی و كسانی كه موفق به خودكشی می شوند نشان می دهد.

اما از جمله زمینه های اجتماعی مؤثر در خودكشی، انزوای اجتماعی (ناشی از پیری، بازنشستگی، تغییر منزل و گسستن پیوند از خانواده و ...) است؛ به عنوان مثال آسیب پذیرترین گروه، مردان پیری شناخته شده اند كه بازنشستگی از كار، تقلیل روابط اجتماعی و كم شدن یا از دست دادن درآمد در آنها باعث ایجاد احساس از دست دادن موقعیت در جامعه و فقدان هدف در زندگی فردی شده است كه ممكن است منجر به احساس بی ارزشی و افسردگی گردد و در نهایت به خودكشی منجر شود.

در میان بحران های شخصی (سومین گروه) نیز فشارهای روانی ناشی از داغدیدگی، فشار مالی و قانونی و وجود بیماری در خانواده حائز اهمیت بیشتری شناخته شده اند. (4) 

با مرور كلی و گذرایی كه بر عوامل ایجاد خودكشی انجام دادیم، نقش "نماز" در تخفیف یا از بین بردن كامل هر یك از عوامل قابل بررسی است. درباره تأثیر ایمان و "نماز" بر زمینه های روانی، می توانیم به تأثیر عمده نماز در زدودن افسردگی و ایجاد امید و انگیزه زندگی در افراد اشاره نمود و این غیر از عوامل درونی و ناقل های عصبی شیمیایی ضد افسردگی است كه توسط نماز فعال می شود و ما در" تاثیر نماز بر کاهش افسردگی" از این مجموعه مقالات بدان اشاره نموده ایم.

به علاوه واضح است كه نمازگزار واقعی با "می و افیون" (كه عوامل محرك دیگری در تحریك به خودكشی هستند)، میانه ای ندارد. در مورد تاثیر نماز بر رفع اختلالات شخصیت نیز در آینده طی چند نكته سخن خواهیم گفت.

در زمینه های اجتماعی از جمله انزوای سالخوردگان نیز تأثیر نماز نمود بارزی دارد، دیدگاه معنوی و آخرت گرای نمازگزار سبب می شود كه به دوران پیری خویش، به عنوان فرصتی برای تجدیید میثاق با پروردگار خویش و توبه و رهایی از گناهان بنگرد و درست به همین دلیل است كه پای ثابت مسجد های ما را پیران و خردمندان تشكیل می دهند.

گو این كه جامعه اسلامی و نمازگزار روابط توأم با احترام و ارزش را با این گروه افراد به واسطه سابقه اسلامی شان از ضروریات می داند.

اما در بعد بحران های شخصی، مثلا در مورد داغدیدگی، باز هم دیدگاه معادنگر و تكرار "مالك یوم الدین" توسط نمازگزار او را به طور كلی، حتی از فكر خودكشی نیز دور می سازد، چرا كه دیدگاه معادنگر نمازگزار، سخن مولای متقیان جهان حضرت علی (ع) را به یاد می آورد كه فرمودند: "گمان كنید این شخصی كه مرده است، به مسافرتی دور و دراز رفته است و اگر روزی او از سفر باز نگردد، شما برای دیدارش به همان سفر دور و دراز خواهید رفت."

به این ترتیب واكنش نشان دادن در مقابل داغدیدگی و سایر بحران های شخصی، آن هم به شكل خودكشی در مورد مسلمان نمازگزار به كلی بعید به نظر می رسد. به خصوص كه "صبر و صلوة" قدرتمندترین دستاویزهای انسان در بحران های زندگی به حساب می آیند.

به قول رهبر عظیم الشان انقلاب:

"انسان در هر شرایطی به نماز محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر".

پی نوشت:

(1) روانپزشكی لینفوردـ رئیس: مقاله اختلال های خلقی ـ ترجمه دكتر لون داویدیان، ص 254

(2) همان منبع ص 257

(3) همان منبع ص 258

(4) همان منبع  258






نوع مطلب : خودكشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1392/01/20
خودكشی

چرا خودكشی در اسلام حرام است؟

براساس جهان بینی الهی، جهان هستی و تمام چیزهایی كه در آن آفریده شده، از خدا است و مالك تمام هستی او است. بنابراین در ملك الهی تنها با اجازه مالك می‏توان تصرف نمود. این مسئله در مورد آفریده‏های الهی و آنچه خداوند بر انسان حلال و حرام نموده، كاملاً روشن است.

از جمله آفریده‏های خداوند، انسان و جان وی است. انسان اجازه تصرف در جان خود بدون رضایت الهی را ندارد و به همین خاطر نمی‌تواند بدون رضایت الهی دست به خودكشی زده و باعث نابودی خود شود.این كار مانند آن است كه انسانی را بدون علت بكشد.

امام صادق: «كسی كه عمداً خود را بكشد، همیشه در آتش جهنم خواهد بود»

هم چنین خودكشی برخلاف فلسفه آفرینش انسان است و از این رو در اسلام حرام و ممنوع اعلام گردیده است. خداوند حكیم انسان را آفرید تا در دنیا زندگی كند و در سایه پیروی از فرامین الهی و راهنمایی‏های پیامبران خدا به كمال رسیده و به نعمت‏های جاویدان دست یابد. زندگی دنیا بستر كسب خوشبختی و سعادت است، یعنی بشر می‏تواند در این جهان به گونه‏ای باشد كه به سعادت ابدی برسد.

رسول گرامی اسلام فرمود: « دنیا مزرعه و كشتگاه آخرت است» (1)

كسی كه دست به خودكشی می‏زند و خود را نابود می‏كند، زمینه زندگی دنیا را از بین می‏برد و با تدبیر و حكمت الهی به مبارزه برمی‏خیزد، چرا كه خدا وی را آفرید، تا به طور طبیعی زندگی كند و به طور طبیعی (غیر از خودكشی) از دنیا برود. و او برخلاف این خواسته عمل نموده است.

حضرت رضا علیه‌السلام فرمود: «خداوند بدین خاطر قتل نفس را حرام نموده كه خودكشی موجب از بین رفتن مردم و فاسد شدن تدبیر امور آنان می‏شود» (2)

امام صادق علیه‌السلام نیز  فرمود: «كسی كه عمداً خود را بكشد، همیشه در آتش جهنم خواهد بود» (3)


1 - مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 2، ص 520 .

2 - علل الشرایع، ج‏2، ص 190، باب 228، حدیث 1.

3 - شهید عبدالحسین دستغیب، گناهان كبیره، ج 1، ص 113.





نوع مطلب : خودكشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1392/01/20
جهنم

بعضی وقت ها از زمین و زمان برای آدم غم می باره مشکلات چنان پشت سر هم هجوم میارن که آدم به مرز جنون میرسه و تحملش تموم میشه به طوری که گویا هر لحظه ممکن است  قلبش از جا کنده شود . و همه درهای امید را بسته میبیند و گویی تمام دنیا با وی سر جنگ دارد .

گاه عزیزی را از دست میدهد که تحمل دنیا بدون وی برایش امکان ناپذیر است به کسی دل داده و تمام هستیش را صرف وی میکند و ناگهان رهایش میکند و میرود .


در این لحظات تلخ و طاقت فرساست که چیزی شیرین تر از مرگ برای آدمی جلوه گر نیست ، در این بحران هاست که ناله و فغان به درگاه خداوند بلند میشود که خدایا مرگ مرا برسان و تنها آرزو باقی مانده فقط مرگ است و مرگ ،اما مرگ هیچ بنی بشری به دست خودش نیست تا روزگار سر ناسازگاری گذاشت برای رهایی راه مرگ را رفت ، و این جاست که افراد دست به خودکشی میزند ،البته خودکشی دلایل روانشناختی زیادی دارد که ما در صدد بیان آن نیستیم  . ما می خواهیم در مورد ادامه راه کسی که خودش را میکشد صحبت کنیم 

تا ببینیم آیا واقعا ارزشش را دارد که برای فرار و شانه خالی کردن از زیر بار مسؤلیت  خود را به  کام مرگ می افکنند .

متأسفانه این گناه بزرگ بسیار رواج یافته و افراد زیادی در کشورمان دست به خودکشی می زنند

و چه بسیار که ما در روزنامه ها اخبار و در و همسایه شاهد آن هستیم .

  نظر اسلام نسبت به خودکشی :

حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی است که خداوند آن را برای رسیدن به تکامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلکه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت کند. مالک اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت کرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.

البته فقط در راه خدا می توان جان خویش را فدا نمود. چون حفظ دین الهی و ارزشهای والای دینی ـ که همان راه خداوند است ـ از جان انسان بالاتر، ارزشمندتر و مهمتر است. لذا سید و سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و دیگر شهدای راه خدا، جان خویش را تقدیم نمودند.

در حقیقت این خود یکی از راههای رسیدن به کمال، بلکه بهترین و عالی ترین آن است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدُّنیا عُذِّبَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامةِ؛ کسی که بوسیله چیزی از دنیا خودکشی کند، در روز قیامت بوسیله همان چیز عذاب خواهد شد.»

حرمت خودکشی در اسلام

خودکشی در فرهنگ اسلامی به معنای عقب نشینی از نیل به غایت کمال و سقوط به وادی حسرت و ناکامی است.

بدین جهت این عمل از نظر اسلام حرام و محکوم است. چنانکه در قرآن کریم می فرماید: «وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا»؛1 «و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.»

خودکشی

کلمه «لاتَقْتُلُوا» صیغه نهی است و دلالت بر وجوب ترک عمل دارد.

روایات متعددی نیز درباره مذمت خودکشی وارد شده است. در این روایات، صاحبان این عمل اهل جهنم قلمداد شده و بهشت برای آنها حرام شمرده شده است. در ذیل به چند نمونه از روایات اشاره می کنیم:

1. أبی ولاّد می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّدا فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدا فیها؛ 2هر کس عمدا خودکشی بکند، همیشه در آتش دوزخ خواهد بود.»

2. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدُّنیا عُذِّبَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامةِ؛3 کسی که بوسیله چیزی از دنیا خودکشی کند، در روز قیامت بوسیله همان چیز عذاب خواهد شد.»

و در روایت دیگر می فرماید: «الذی یَخْنُقُ نَفْسَهُ یَخْنُقُها فِی النّارِ، وَالّذی یَطْعَنُها فی النار؛4 کسی که خودش را خفه کند، خویشتن را در آتش (دوزخ) خفه کرده است و کسی که به خودش نیزه زند، در آتش باشد.»

و نیز فرمود: «کان فیمن قبْلَکُمْ رَجُلٌ بِهِ جرحٌ فَجَزَعَ فَأَخَذَ سِکّینا فَخَزَّ بِها یَدَهُ فَمارَقَأَ الدَّمُ حَتّی ماتَ، فَقال اللّه ُ: بادَرَنی عَبدی بِنَفْسِهِ؟! ...قد حَرَّمتُ عَلَیه الجَنَّةَ؛5 میان انسانهای پیش از شما، مردی جراحتی برداشت و از شدّت بی تابی کاردی برداشت و با آن دستش را قطع کرد و از شدّت خونریزی مُرد، پس خداوند فرمود: بنده ام، در گرفتن جان خود بر من پیشی گرفت... هر آینه بهشت را بر او حرام کردم.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : خودكشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1392/01/20


آیا تاكنون با پیشامدهای ناكام كننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری كه دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاكنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فكر كرده اند ولی تعداد بسیار كمی از آنها واقعاً به خودكشی عمل می كنند. بحران خودكشی تجربه ای مغشوش كننده, دردناك و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودكشی, تعیین عوامل ایجاد كننده بحران, فهم احساسات شخص خودكشی كننده و مواجهه با افكار خودكشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.

چه چیزی به بحران خودكشی منجر می شود؟

یك بحران خودكشی معمولاً توسط یك تجربه آسیب زا و یا مجموعه ای از تجارب كه احساس ارزشمندی شخص را پایمال می كنند, ایجاد می شود. این تجارب شامل یك فقدان اساسی, ناكامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشكلات شخصی دراز مدت می باشند. زمانی كه نظام مقابله ای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد, افسردگی و یأس ناشی از آن می تواند شخص را به افكار خودكشی آسیب پذیر نماید.

احساسات شخص خودكشی كننده

عموماً شخص در معرض خودكشی به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی كناره گیری می كند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می نماید. نیروی لازم برای عملكردهای روزانه كاهش می یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می شوند. خواب, خوراك و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج می گردند. شخص ممكن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری كند, در خواب مشكل داشته باشد, كلاس درس یا كار خود را فراموش كند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم, آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می گیرد.

شیوه های مواجهه با افكار خودكشی

در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودكشی ذكر شده است. نكته كلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت, برقرار كردن رابطه با یك شخص و مشاركت در یافتن راههای جایگزین جهت (توجیه) زندگی (زنده ماندن) است.
۱) ترسها، ناكامی ها و نگرانی های خود را با والدین, دوست, همسر, استاد, مشاور یا یك روحانی در میان بگذارید. اگر شما راه حلی برای مشكلات ندارید به این معنی نیست كه برای آن مشكلات دیگر هیچ راه حلی وجود ندارد. ابراز افكار و احساساتتان آغاز كننده فرایندی است كه از طریق آن نیرو, امید و احساس ارزشمندی مجدداً ایجاد شده و به كشف راه حل های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می گردد. اگر افكار خودكشی پیش از چند روز طول كشید, كمك حرفه ای و تخصصی الزامی خواهد بود.
۲) آنچه را كه موجب ناراحتی شما می شود بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این, چگونگی رویارویی تان با مشكلات را معین كنید. با مشخص كردن آنچه جهت مقابله با یك موضوع خاص انجام می دهید, دریچه ذهن خود را برای راه حلهای دیگر باز می گذارید.
۳) افكار مثبت را جایگزین افكار منفی كنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص, تقصیرها و بدبیاری های زندگی خود تعمق و تفكر نمائید، خود پنداره و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید كرد. تمركز بر اسنادها, توانایی ها و مشاركت های شخصی مثبت, نگرشی متعادل در مورد خود و توانایی هایتان ایجاد خواهد كرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.
۴) كسانی را كه در صورت كشتن خودتان زندگی آنها آسیب خواهد دید, مشخص كنید. تعیین اینكه آیا كسی در زندگی خود به شما نیازمند است, كاری سخت است. بهرحال, ما همه در شبكه های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد كه رابطه ای معنی دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید كه شما به حساب می آئید (برای دیگران مهم هستید), ارزشمندید و استحقاق این را دارید كه چیزها را بهتر سازید.
زندگی در دوره هایی از زمان سخت می گردد, همه فراز و نشیب دارند. یك بخش از خوبی زندگی در این است كه شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود.
اگر شما از افسردگی, ناامیدی و افكار خودكشی در رنج هستید, مطمئن باشید كه مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار كمك كننده خواهد بود.

پیشگیری از خودكشی!؟چرا مردم خودكشی می كنند؟

خصوصیت مشترك ما بین افرادی كه اقدام به خودكشی می كنند داشتن این باور است كه خود كشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .كشش خودكشی دراین است كه نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودكشی ،آشفتگی ومشكلات عاطفی به حدی شدید می گردند كه فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشكل خود ناتوان می سازند. رحالی كه راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.
همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی كسی ونا امیدی را تجربه می -كنیم .مرگ یكی از اعضای خانواده وشكست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما بوجود می -آورند.ورشكستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشكلات عمده‌ای هستند كه بعضی از ما در طول زندگی كم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجائی كه ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هركدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .
درتشخیص این كه آیا واقعا ٌفردی قصد خودكشی دارد لازم است این موقعیت بحرانی ،از دیدفردمورد ارزیابی قرارگیرد، چرا كه ممكن است موضوعی كه از دید شما از اهمیت كمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای كه شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت كننده و مهم تلقی گردد.
بدون توجه به ماهیت بحران ،اگر كسی احساس می كند كه دیگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.

علائم خطر :




ادامه مطلب


نوع مطلب : خودكشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1392/01/20


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   

موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران محفوظ است