تبلیغات
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران - مطالب راهنمای زندگی زناشویی
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران به شماره ثبت 174 واقع در زاهدان با اهداف کاهش آسیب و مواد مخدر ایدز که از جمله کارهای موفق این موسسه افتتاح اولین مرکز DIC (مرگز کذری معتادین ) جنوب شرق کشور تحت حمایت معاونت امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی س و ب ادرس مرکز زاهدان خیابان هیرمند شمالی بین هیرمند47 و 49 که این مرکز توانسته با تحت پوشش قراردادن بیش از 400 معتاد گذری در یه سال گذشته در یکی از محله ای محروم شهر زاهدان امار خوب و قابل توجهی از خود به جای گذارد . ضمنا تمام سوالات شما رادر مورد ایدز-اعتیاد-آسیب های اجتماعی- مهارت های زندگی - ترک اعتیاد - و بیماری ها جوابگو می باشد . تلفن های تماس : 05414508964 و همچنین در زمینه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره ایی و حمایتی ویژه معتادین در شهر زاهدان به صورت رایگان همکاری مینماید

مدیر وبلاگ : عظیم جان آبادی


یکی از مواردی که زوجهای جوان بر سر آن با مشکل مواجه می شوند این است که خانمها خواسته  ای  از همسرخود دارند و در مقابل آن در خواست از همسرشان نه می شنوند و این تبدیل می شود به ماراتونی از لجاجت ها و مقابله به مثل ها.

نه گفتن

 هنگامی که  زنی از همسرش در خواستی دارد و در مقابل آن«  نه » می شنود این توهم در او ایجاد می شود که این « نه»  و پاسخ منفی از جانب شوهرش به علت عدم توجه ،عشق و علاقه اوست و او خواسته با این نه او را آزرده سازد و یا به نحوی بچزاند.در صورتیکه این اصل ماجرا نیست بلکه مشکل از اینجا شروع می شود که خانم ها غالبا نمی دانند چگونه و در چه زمانی خواسته شان را بیان کنند که مورد قبول واقع شود .
خانمها در وحله اول باید  به این نکته توجه کنند که زمان و مکان مناسب را برای بیان درخواستشان انتخاب کنند به عنوان مثال هیچگاه در بدو ورود همسرتان به خانه عجله نکنید و بگذارید همسرتان خستگی هایش را از تن بیرون کند و آنگاه می توانید درخواست خود را مطرح کنید و یا زمانی که همسر شما  بر روی موضوع دیگری تمرکز دارد از او تقاضایی نکنید زیرا زمانی که مردها بر روی مسئله تمرکز میکنند توانایی پرداختن به مسئله دیگری را ندارند پس بلافاصله خواهند گفت « نه».

نکته دیگر که باید به آن توجه کنید لحن شماست .اگر همسرتان احساس کند که در لحن شما دستور و فرمان نهفته است به راحتی از انجام آن کار  سر باز خواهند زد و یا اگر آن کار را انجام دهد با ناخرسندی و خشم به انجام آن مبادرت خواهد کرد. این یک خصیصه در مردان است دوست دارند همیشه مرکز ابهت و قدرت در خانواده باشند و لحن دستوری شما این ابهت و قدرت را از آنها می گیرد، پس سعی کنید دستور ندهید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : راهنمای زندگی زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1394/02/21


واژه های عاشقانه، گلها، در اغوش گرفتن های پرشور و .. به تنهایی ابزارهای بیهوده ای است و وقتی با کار، زحمت و تلاش روزانه و بسیار از سوی هر دو طرف همراه شوند، معنا پیدا می کند.

عشق به همسر

ازدواج؛ تنها ارتباطی معنوی و احساساتی پرشور و حرارت نیست؛ ازدواج سه وعده غذا در روز، تقسیم کار و به یاد داشتن بیرون گذاشتن زباله ها نیز هست. افسوس که ما نمی توانیم فقط بر اساس واژه های عاشقانه و بوسه ها با هم زندگی کنیم، اگر چه به هر حال آنها نیز نقش خاص خود را دارد و خوراک روح ماست. این ماهیت و واقعیت زندگی است که نود درصد از وقت ما صرف شام خوردن زیر نور شمع و در حالتی شاعرانه و عاشقانه با عشقبازی و پرداختن به تمایلات جنسی نمی شود بلکه معطوف کارهای روزانه ما در جهت توجه به نیازهای یکدیگر، در واقع بروز یا اثبات قصد و نیت خوب ماست. تمایلمان به انجام دادن سهم خود از کارهای محوله و مرور روزمره و همچنین کارهای معمول خانه، نشانه این است که ما به همسرمان نیز به اندازه خودمان اهمیت می دهیم و برایش ارزش قایل هستیم.


واژه های عاشقانه، گلها، در اغوش گرفتن های پرشور و .. به تنهایی ابزارهای بیهوده ای است و وقتی با کار، زحمت و تلاش روزانه و بسیار از سوی هر دو طرف همراه شوند، معنا پیدا می کند. بوسه ها شاید بتواند همراه و ضمیمه خوشایندی برای شستن لباسها باشد اما به طور حتم جایگزین آن نخواهد شد. وقتی به طور کامل مسئولیتها و وظایف زندگی روزانه شامل درآمد، کارهای روزمره، مراقبت از بچه ها، پرداخت صورت حسابها و قبضها، نگهداری و حفظ خانه، خانه تکانی و .. را با هم تقسیم کنیم و در امور روزانه با یکدیگر سهیم می شویم، ارتباط معنوی و احساسات پرشور و عاشقانه با هر چیز دیگری در زندگی روزانه ما در هم می آمیزد. آنها اصالت و نیرویی را ایجاد می کنند که ما از طریق اعمال و کارهای خود با مفاهیم آمیخته ایم.
این مقدمه ارایه گردید تا این مساله روشن شود که وقتی صحبت از یک رابطه شاد و تمام عیار می گردد فقط منظور ارتباطی عاشقانه و رمانیتک نیست بلکه باید حیات زندگی زناشویی را کامل و همه جانبه و با تمام مسئولیتها و حواشی آن در نظر داشت و مورد توجه قرار داد تا بتوان برای شادی و سرور واقعی در زندگی مشترک برنامه ریزی کرد؛ لذا:




ادامه مطلب


نوع مطلب : راهنمای زندگی زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1394/02/14


با یه نگاه عاشقش شدم و بعد رفتم و گرفتمش .حالا اومدیم زیر یه سقف داریم دنبال نقطه های مشترکمون می گردیم...

کالباس و ماست

من یک نگاه به مرجان کردم ،پس افتادم .بعد رفتم گرفتمش.راحت نبود البته. ما می خواستیم یک سکه مهر کنیم آنها دو هزار تا.

مادرم ‌گفت: «خدا یكی، مهر یكی» و مادر مرجان گفت: «نه حرف شما، نه حرف ما. 2 هزار تا!» من آن وسط نگاهِ مرجان می‌كردم. مادرم گفت: «2 هزار تا معنی نداره خانم!» و مادر مرجان گفت: «عمرِ حضرت نوح بوده. شیرین‌كام باشید. 2 هزار تا» مادرم گفت چرا عمرهای كوتاه‌تری را انتخاب نكرده‌اند و مادر مرجان گفت عمر هر چه طولانی‌تر، زندگی زناشویی هم طولانی‌تر.


خلاصه بحث بالا گرفت و بعد از یك ساعتی چك و چانه قرار بر نصفِ عمر نوح شد: هزار تا. حالا هم آمده‌ام با مرجان سر زندگی و دارم هِی می‌گردم دنبال نقاط اشتراك‌. فعلا هر چه سر و ته‌مان را تكانده‌ایم، نقطه‌ی افتراق ریخته بیرون. از اشتراك خبری نیست. مثلا من چای دوست دارم، مرجان نسكافه. من پتو را می‌پیچم دورم موقع خواب، مرجان پنجره را باز می‌گذارد شب چلّه. من خانه‌ی پرنور دوست دارم، مرجان كم‌نور. من دوست دارم پیاده‌روی بكنیم موقع صحبت، مرجان ایستاده می‌خواهد. مرجان كوه دوست دارد برویم، من كویر. من برای مسافرت گفتم برویم لاهیجان، مرجان گفت رفسنجان. من می‌گویم اسب حیوان نجیبی‌ست، مرجان اعتقاد دارد خر.
من اسم بچه‌مان را دوست دارم بگذارم ایمان، مرجان می‌گوید نریمان. یا همین حالا من نون و كالباس هوس كرده‌ام، مرجان نون و ماست. در واقع ما به این نتیجه رسیده‌ایم كه هر چی آن یكی دوست دارد، این یكی دوست ندارد و هر چی این یكی متنفر است، آن یكی علاقه دارد.

 مرجان گفت: «چرا تو از من نپرسیدی تو خواستگاری این چیزها رو؟» و من هم به او گفتم: «چرا تو از من نپرسیدی تو خواستگاری این چیزها رو؟» بعد پشت هم این سوال را انقدر تكرار كردیم از هم كه حوصله‌مان سر رفت و فك‌مان درد گرفت. گفتم:‌»به جای این حرف‌ها بیا بگردیم دنبال نقاط اشتراك‌مون» و یكی دو ساعتی فكر كردیم. بعد یك‌دفعه انگار چیزی پیدا كرده باشم پرسیدم: «تو هم دوست نداری یكی زنجیر بندازه گردنت خفه‌ت كنه از پشت؟» گفت: «ندارم» و ذوق كردیم. اولین نقطه‌ی اشتراك‌مان این بود. دومی را هم مرجان پیدا كرد. پرسید: «اگه یكی از بالای برج میلاد هُلِت بده پایین بدت میاد؟» خوشحالی كردم گفتم: «آره. بدم میاد» اگر همینطور پیش برویم تا صبح یك عالم دیگر هم پیدا می‌كنیم. خدا را شكر.





نوع مطلب : راهنمای زندگی زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1393/12/16

راهکارهای غلبه بر مشکل مسکن زوج‌های جوان و خانوارهای کم درآمد


در سال‌های اخیر حل مشکل مسکن خانوار‌های کم درآمد و زوج‌های جوان به عنوان بزرگ‌ترین دغدغه‌ی سیاست گذاران و برنامه‌ ریزان و مجریان کشور مطرح بوده است. ارایه طرح‌های متفاوت با عناوین مختلف از جمله شهرک‌های مسکونی، شهرهای جدید، انبوه سازی، احداث مجموعه‌های مسکونی جهت اجاره به شرط تملیک، احیای بافت قدیم شهرها، مسکن مهر و اخیرا مسکن اجتماعی و یا حمایتی باعث شده که سرمایه ‌گذاری گسترده‌ای در این بخش انجام پذیرد....

خانه

 به طور کلی مشکل مسکن در کشور از زمانی آغاز شده که توسعه‌ی شهرنشینی از یک شتاب غیر منطقی برخوردار شده است و مهاجرت بی‌رویه به شهرها از یک سو و افزایش قیمت زمین و مسکن از سوی دیگر، امکان خرید مسکن را برای شهروندان و به خصوص افراد کم درآمد با مشکل جدی مواجه ساخته است. توضیح اینکه تا قبل از توسعه‌ی بی‌رویه شهرها، مشکل مسکن به صورت جدی مطرح نبوده، ولی با توسعه‌ی شهرها و به خصوص کلان شهرها و هجوم جمعیت به سمت این شهرها، نیاز مسکن افزایش یافته و با رواج بورس بازی و دلالی در این بخش و افزایش بی‌رویه‌ی قیمت زمین، این نیاز تبدیل به یک معضل بزرگ  اجتماعی و مانعی بزرگ برای تشکیل زندگی جوانان گردیده است.
 

البته در شهرهای بزرگ، متوسط و کوچک به نسبت این مشکل کمتر می‌باشد. به طوری که در سکونتگاه‌های روستایی به ندرت مشاهده می‌شود که در خصوص تامین نیاز مسکن، مشکلی مطرح شود، بلکه در این سکونتگاه‌ها بحث بیش‌تر در ارتباط با ارتقای کیفیت مسکن و مقاوم سازی آن در مقابل سوانح طبیعی (زلزله، سیل و...) است. آمارهای موجود نشانگر این واقعیت است که در شرایط فعلی تعداد واحدهای مسکونی در کل کشور بیش از تعداد خانوارهای متقاضی می‌باشد. لذا می‌توان با صراحت ادعا نمود که در وضعیت کنونی مشکل کمبود مسکن مطرح نیست بلکه مشکل در بالا بودن قیمت مسکن است که با سطح درآمد افراد جامعه مطابقت ندارد و حتی با ارایه تسهیلات توسط بانک‌ها (وام خرید)، امکان خرید به راحتی میسر نمی‌شود. بنابراین به جای ارایه‌ی طرح‌های جدید (از جمله مسکن اجتماعی و یا حمایتی) برای تولید مسکن، ارایه‌ی راهکارهای اجرایی جهت بهره‌برداری مناسب و بهینه از ظرفیت‌های موجود و متناسب نمودن آن‌ها با شرایط اقتصادی حاضر، مطرح می‌باشد. در ادامه به بیان راهکارهای پیشنهادی پرداخته خواهد شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : راهنمای زندگی زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1393/11/28
 من كم حرفم و خانمم دوست داره با من زیاد حرف بزنه و همش زمانی كه خونه هستیم میگه حوصلم سر میره البته خودش كلا پرحرف هستش منم خسته میشم و كم حوصله و حرفام زود تموم میشه بعدش ساكت میشم میگه چرا تو فكری یا نكنه منو دوست نداری و شروع میكنه به بهانه گیری كه خسته شدم از زندگی و غر زدن ... چیكار كنم؟
پاسخ
همانطور که گفته اید شما کم حرف هستید و موضوعی برای صحبت کردن پیدا نمی کنید. برای اینکه همسرتان احساس نکند به ایشان بی توجه هستید باید بتوانید شنونده خوبی باشید. احتمالا همسرتان هم از نظر کلامی و هم غیر کلامی توجهی از شما نمی بینند. شنونده خوب بودن به معنای شنونده فعال بودن است و با گوش کردن عادی که منفعلانه است، فرق دارد. شنونده فعال باید این کارها را انجام دهد: 1. برقراری تماس چشمی حین گوش کردن به حرفهای طرف مقابل 2. توجه به صحبت های طرف مقابل و انعکاس این صحبت ها همراه با احساس طرف مقابل به طور خلاصه به همسرتان. مثلا وقتی همسرتان با شور و شوق در مورد مهمانی لذت بخشی که رفته صحبت می کند، باید بگویید: چه خوب که بهت خوش گذشته. تونستی اونجا کسانی رو ببینی که خیلی وقته ندیده بودی و الان خوشحالی. 3. وقتی که خلاصه ای از حرفهای گوینده را به او انعکاس دادید و بیان کردید، میزان درستی گفته خودتان را بررسی کنید. مثلا در مثال بالا: میبینم از اینکه رفتی مهمونی، بهت خوش گذشته، درست میگم؟ یا درسته؟ این قسمت مخصوصا در حل تعارض نقش عمده ای دارد، زیرا در اکثر موارد ما برداشتهای متفاوتی از حرفهای گوینده داریم. 4. وقتی همسرتان صحبت می کند و شما گوش می دهید، بعد از چند دقیقه وقتی احساس خستگی کردید، سعی کنید بدون اینکه حس قطع شدن حرفهایشان را به ایشان بدهید، حرفهایشان را خلاصه کرده و انعکاس بدهید. در این صورت ایشان احساس خواهند کرد دارید به حرفهایشان گوش می دهید و شما نیز کمتر احساس خستگی خواهید کرد. 5. در انجام هر کدام از این موارد از زبان بدن (زبان غیر کلامی) خود استفاده کنید. لحن صحبت، تن صدا، حرکت دادن دست و اعضای چهره، و حرکت سر در نشان دادن توجه ما نقشی مهمتر از زبان کلامی برعهده دارند. البته اینکه شما کم حرفی خود را دلیل بر بهانه گیری ایشان می دانید، می تواند تا حدی درست باشد اما کاملا درست نیست. ممکن است همسرتان از موضوعی ناراحت بوده و بارها به زبان آورده اند اما شما به دلیل اینکه به این سبک حرف زدن ایشان عادت کرده اید، متوجه شکایت هایشان نشده اید و این باعث شده به قول شما غر بزنند. همانطور که برای زنده ماندن و رفع نیازهایمان تلاش می کنیم برای لذت بردن از زندگی مشترک نیز باید تلاش کرد. اگر فکر کنید این مساله قابل حل نیست، همیشه چیزی در ذهن شما وجود خواهد داشت که به طور پنهان بر رابطه شما اثر خواهد گذاشت. بنابراین بیشتر به فکر شبیه شدن به یکدیگر باشید تا تمرکز بر تفاوتها و در این جهت تلاش کنید. در زمینه مهارتهای ارتباط با همسر کتابهایی را مطالعه کنید. موفق باشید. 




نوع مطلب : راهنمای زندگی زناشویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عظیم جان آبادی
1393/10/17


( کل صفحات : 24 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران محفوظ است