هر خواستگار هم ویژگی های خودش را دارد … یکی مومن … دیگری نه به آن اندازه … به قول خودشان یکی مذهبی و یکی خیلی مذهبی نه …
یکی میگه مومن می خوام اون یکی میگه مومن امروزی می خوام …
من همیشه با این نوع نگاه ها مشکل داشتم … یه دختری می خوام که مومن امروزی باشه!!!… پسر مومن و مذهبی که خشک نباشه!!…
با یک سری از مفهوم ها نمی توانم ارتباط برقرار کنم … مومن امروزی … محجبه ی امروزی … خانواده مذهبی که امروزی باشند …
به نظرم میرسه یک مقداری صف بندی ها و هویت هایمان تغییر کرده … به عبارتی هویت هایمان نامشخص و نامفهوم شده اند.
اگر مسلمان می خواهیم، قرآن تکلیف را روشن کرده است … اگر مومن هم می خواهیم باز اسلام مشخص کرده؛ حالا بحث امروزی بودنش کجای دین آمده؟!
به نظر من مشکل ما آدم ها اینجا است مؤمن را طبق نظر و سلیقه ی شخصیه خودمان می سنجیم و می پذیریم؛ یعنی هر کجایی که دین مطابق سلیقه ی ما گفته باشد آن را قبول داریم و آن فردی که آن عمل را رعایت می کند را می پذیریم و هر جا که مطابق نظر و سلیقه ی ما نباشد آن را نپذیرفته و می گوییم؛ آنقدر مومن و مذهبی نه!!
ما باید تکلیف خودمان را روشن کنیم که یا مومن هستیم و به دنبال مومن می گردیم یا خدایی نکرده کافر و جستجو گر کفر و بی ایمانی …
در بیان ایمان و کفر و “الذین آمنوا” و “الذین کفروا” در قرآن هم بیان شده و چیزی به عنوان “مابین” و “خاکستری” و ” نه این و نه آن” نیامده؛ مردم یا سفید هستند یا سیاه …
قبول دارم که ایمان مراتب دارد چنانچه کفر هم مراتب دارد، اما صف بندی کاملاً روشن و مشخص است؛ نور و ظلمت! و این صف بندی شوخی نیست … خیلی جدی است… خیلی زیاد…
فراموش نکنیم و خودمان را هم گول نزنیم که در این میان مومنی که اهل ماهواره و دیدن فیلم های آنچنانی نداریم… مومنی که پای غنا و اهل موسیقی و… نداریم …. خانم محجبه ی مومنی که در برابر نامحرم خودنمایی کند، شوخی کند، آرایش داشته باشد نداریم … مومنی که یک شب همراه با گناه عروسی را با حرف هایی مثل “یک شب هزار شب نمی شود ” طی کند نداریم …
درست مثل ماجراهایی که در تاریخ اسلام هم کم نداریم …کربلا … امام حسین و یارانش یک سو و طرف مقابل همه یزیدی …
” هرچه در سوی تو حسینی شد
و دیگر سو همه یزیدی”(شعر سپید بسیار زیبای آقای گرمارودی )
مومنی که هم حسینی باشد و هم یزیدی نداریم …
اینک هر چیز یا سرخ است
یا حسینی نیست
همیشه، به این مسئله ی صف بندی که هویت ما در گرو آن است؛ اهمیت دهیم، فکر کنیم … و هر از گاهی خویش را محک زده بیازماییم
استقامت کنیم تا بمانیم
تا موفق به انجام تکالیف ایمانیمان شویم و انشالله عاقبت به خیر.

